🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻ
🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻ
ᒽدرخواستیᒻ
ژانر: عاشقانه • دوست صمیمی برادر • درام • حسادت • احساسی • پایان خوش
شخصیت ها : ویلیام ، تهیونگ ، رزا
تعداد پارت: 𝟏𝟓 پارت
مکان : کره ی جنوبی _ سئول
◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡
گاهی سختترین عشق دنیا، عاشق شدنِ کسی است که از همان اول میدانستی نباید دوستش داشته باشی...
رزا، دختری ۱۸ ساله، سالهاست رازی را در قلبش پنهان کرده؛ رازی که حتی نزدیکترین آدم زندگیاش هم از آن خبر ندارد. او عاشق پسری شده که همیشه کنار خانوادهشان بوده، با برادرش خندیده، با او بزرگ شده و مثل عضوی از خانواده به خانهشان رفتوآمد کرده است.
کیم تهیونگ.
تهیونگ، بهترین دوست ویلیام؛ پسری که برای محافظت از دوستی چندینسالهاش، هیچوقت اجازه نداده حتی برای یک لحظه به خواهر بهترین دوستش از زاویهای دیگر نگاه کند.
اما زمان، آدمها را تغییر میدهد...
وقتی رزا تصمیم میگیرد احساساتش را برای همیشه فراموش کند و راه خودش را برود، تازه تهیونگ میفهمد که نبودن او چقدر درد دارد. حسادتی که هر روز بیشتر میشود، نگاههایی که دیگر شبیه گذشته نیستند، و قلبی که برخلاف تمام قولهایش، آرامآرام عاشق شده است.
ولی یک قانون بین آنها وجود دارد...
«خواهر بهترین دوستت، خط قرمز توست.»
اگر تهیونگ عشقش را انتخاب کند، ممکن است دوست چندینسالهاش، ویلیام، را برای همیشه از دست بدهد.
و اگر از عشقش بگذرد...
شاید برای همیشه رزا را از دست بدهد.
این داستان، روایت لبخندهای یواشکی، نگاههای دزدکی، حسادتهای شیرین، اشکهای پنهانی و عشقی است که میان دو قلب شکل میگیرد؛ عشقی که برای رسیدن به آن باید از بزرگترین مانع زندگیشان عبور کنند.
گاهی نزدیکترین آدم به قلبت، همان کسی است که فکر میکردی هیچوقت حق دوست داشتنش را نداری...🤍⃢⋆
⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒
شرط برای سه پارت اول :
ˡᶦᵏᵉ : 𝟑𝟎࿐
ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ : 𝟐𝟖࿐
ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟏𝟎࿐
ᒽدرخواستیᒻ
ژانر: عاشقانه • دوست صمیمی برادر • درام • حسادت • احساسی • پایان خوش
شخصیت ها : ویلیام ، تهیونگ ، رزا
تعداد پارت: 𝟏𝟓 پارت
مکان : کره ی جنوبی _ سئول
◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡◡
گاهی سختترین عشق دنیا، عاشق شدنِ کسی است که از همان اول میدانستی نباید دوستش داشته باشی...
رزا، دختری ۱۸ ساله، سالهاست رازی را در قلبش پنهان کرده؛ رازی که حتی نزدیکترین آدم زندگیاش هم از آن خبر ندارد. او عاشق پسری شده که همیشه کنار خانوادهشان بوده، با برادرش خندیده، با او بزرگ شده و مثل عضوی از خانواده به خانهشان رفتوآمد کرده است.
کیم تهیونگ.
تهیونگ، بهترین دوست ویلیام؛ پسری که برای محافظت از دوستی چندینسالهاش، هیچوقت اجازه نداده حتی برای یک لحظه به خواهر بهترین دوستش از زاویهای دیگر نگاه کند.
اما زمان، آدمها را تغییر میدهد...
وقتی رزا تصمیم میگیرد احساساتش را برای همیشه فراموش کند و راه خودش را برود، تازه تهیونگ میفهمد که نبودن او چقدر درد دارد. حسادتی که هر روز بیشتر میشود، نگاههایی که دیگر شبیه گذشته نیستند، و قلبی که برخلاف تمام قولهایش، آرامآرام عاشق شده است.
ولی یک قانون بین آنها وجود دارد...
«خواهر بهترین دوستت، خط قرمز توست.»
اگر تهیونگ عشقش را انتخاب کند، ممکن است دوست چندینسالهاش، ویلیام، را برای همیشه از دست بدهد.
و اگر از عشقش بگذرد...
شاید برای همیشه رزا را از دست بدهد.
این داستان، روایت لبخندهای یواشکی، نگاههای دزدکی، حسادتهای شیرین، اشکهای پنهانی و عشقی است که میان دو قلب شکل میگیرد؛ عشقی که برای رسیدن به آن باید از بزرگترین مانع زندگیشان عبور کنند.
گاهی نزدیکترین آدم به قلبت، همان کسی است که فکر میکردی هیچوقت حق دوست داشتنش را نداری...🤍⃢⋆
⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒
شرط برای سه پارت اول :
ˡᶦᵏᵉ : 𝟑𝟎࿐
ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ : 𝟐𝟖࿐
ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟏𝟎࿐
- ۷۷۳
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط