کودک که باشم

کودک که باشم
بوی گل آمیخته به دستانم خواهدبودو
مهربانیم زلال
نه در افسوس دیروز غرق می شوم
نه غم امروز دارم
نه غصه فردا میخورم
من همین لحظه ام
شاد و بی دغدغه
برایم دعا نخوان
من نخواهم خوابید
از وحشت تاریکی بزرگی

#آرامش
دیدگاه ها (۷)

سلام. روزت پر از عشق و شادیامروز فقط فقط مال من و توستپس امر...

من دلم می‌خواهدخانه‌ای داشته باشم پر دوست،کنج هر دیوارشدوست‌...

می خندیهزاران قاصدک دلم رو زیرورو می کنندمن دچار شده ام به ه...

گاهی گمان نمی کنی می شودگاهی نمی شود که نمی شود که نمی شودگا...

امروز می تونهروز قشنگی باشهاگر منهنر این را داشته باشمکه قشن...

بسم الله. . .دلم نوشتن می خواهد و به هر سختی قلم به دست میگی...

باز در بین حسرت و شادیدلِ آشفته در به در شده استخبر خوبِ تاز...

گاهی زندگی ، رسالتش یادآوریِ خاطره هاست . آدم را پرت می کند...

پاییز، رسالتش یادآوریِ خاطره هاست. آدم را پرت می کند وسطِ خا...

گاهی زندگی ، رسالتش یادآوریِ خاطره هاست . آدم را پرت می کند...

#نیایش_شبانهخدایامهربانیت همانند امواج دریا پی در پی، ساحل و...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

تمامِ کودکی ام ، احساسِ "جودی ابوت" را داشتم! مدام حس می کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط