از کسی پرسیدند:

از کسی پرسیدند:

ماه قشنگتر است یا مادرت.؟

گفت:
ماه را که می بینم مادرم یادم می افتد. اما مادرم را که می بینم ماه را فراموش می کنم . . . !

همه می پندارند،
که عکس پدرم را ؛
به دیوار خانه ام آویخته ام!!

اما نمیدانند
که دیوار خانه ام را،
به عکس پدرم تکیه داده ام . . .

با آرزوی سلامتی همه پدرها و مادرها و آمرزش پدر و مادرهای سفر کرده.
دیدگاه ها (۳)

با دل دیوانه من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باشی ...

زندگی تڪرار لحظه هاست...

ما گذشتیم وگذشت آنچه تو با ما کردی ؛تو بمان و دگران، وای به ...

قصه با طعم دهان تو شنیدن داردخواب، در بستر چشمان تو دیدن دار...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 42ویوی ا. تبرای چند ثانیه حتی ...

خاطرات ایمیلیا

آتیشی که از بارون شروع شدpart 45ویوی ا. تفضای اتاق سنگین شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط