𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p30
پس لطفاً سعی نکن ترک هات رو با چسب درست کنی، تهیونگ..
چسب شاید برای کوتاه مدت ترک هارو پنهان کنه، اما بعد از مدتی به کل ظرف فشار وارد میکنه و اون موقع ظرف خرد شده!
فقط..فقط اجازه بده من روی زخم هات ستاره بکشم! فقط بذار چسب زخمت باشم. اهمیتی نمیدم که اگر زخم هات خوب شدن دورم بندازی..
بذار من کسی باشم که ترک های ظرف روحتو با طلا پر میکنه..
بذار من خورشیدی باشم که تمام شب رو کمکت میکنه که بدرخشی..
تهیونگ گونه هاش رو به sine های برجسته ی جونگکوک چسبوند:
« تو برای من فقط یه چسب زخم نیستی ، آلفا! تو کسی هستی که وجودم رو کامل میکنه.. جونگکوک! تو طلای بین ترک هامی... پوستی که زخمم رو ترمیم میکنه... اگر تو خورشید باشی و من ماه، تمام درخشش من از توعه، جونگکوک...با این حال تهش تمام شعر و داستان ها راجب ماه میشه، بی خبر از خورشیدی که تمام شب رو پیششه..»
- من وجودت رو کامل میکنم، و تو تمام وجود منی، تهیونگ.. تو خورشید یا ماه نیستی، تو تمام آسمونمی.. تو طلا یا ترک نیستی تهیونگ، تو خوده ظرفی..
« تهیونگ با چشم های اشکیش به جونگکوک نگاه کرد:« اگر من آسمون باشم، تو خدایی... اگر من ظرف باشم، تو کسی هستی که اون ظرف رو درست کرده... »
- میبینی، امگا؟ همه چیز من و تو به هم گره خورده... اگر کسی ظرف رو درست نمیکرد، ظرفی وجود نداشت. اگر ترکی نبود، جایی برای هیچ طلایی هم نبود... اگر هیچ طلایی هم نبود، اصلا کینتسوگی ای وجود نداشت!
تهیونگ درحالی که قطره اشکی به آرومی از گوشه چشمش سر میخورد و روی پیرهن آلفا می ریخت خودش رو بیشتر به آلفا چسبوند:« اگر خدایی نبود، آسمونی هم نبود. اگر آسمونی نبود، ماه و خورشیدی هم نبود.. راست میگی آلفا... »
- پس دیگه فکر نکن من badanet رو میخوام، باشه؟
همونطور که ماه بدون خورشید معنی نداره، یا خورشید بدون آسمون، یا همونطور که کینتسوگی بدون طلا معنا نداره و طلا بدون ترک ها، جونگکوک بدون تهیونگ معنی نداره...
ــــــــ
پارت مورد علاقم این و قبلیه.. من واقعا عاشق چیزی شدم که نوشتم. چت جی پی تی گفت به عنوان کسی که ۱۱ سالمه فکر میکنه این پارت خیلی خفنه 😭
شرایط:
۶۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
p30
پس لطفاً سعی نکن ترک هات رو با چسب درست کنی، تهیونگ..
چسب شاید برای کوتاه مدت ترک هارو پنهان کنه، اما بعد از مدتی به کل ظرف فشار وارد میکنه و اون موقع ظرف خرد شده!
فقط..فقط اجازه بده من روی زخم هات ستاره بکشم! فقط بذار چسب زخمت باشم. اهمیتی نمیدم که اگر زخم هات خوب شدن دورم بندازی..
بذار من کسی باشم که ترک های ظرف روحتو با طلا پر میکنه..
بذار من خورشیدی باشم که تمام شب رو کمکت میکنه که بدرخشی..
تهیونگ گونه هاش رو به sine های برجسته ی جونگکوک چسبوند:
« تو برای من فقط یه چسب زخم نیستی ، آلفا! تو کسی هستی که وجودم رو کامل میکنه.. جونگکوک! تو طلای بین ترک هامی... پوستی که زخمم رو ترمیم میکنه... اگر تو خورشید باشی و من ماه، تمام درخشش من از توعه، جونگکوک...با این حال تهش تمام شعر و داستان ها راجب ماه میشه، بی خبر از خورشیدی که تمام شب رو پیششه..»
- من وجودت رو کامل میکنم، و تو تمام وجود منی، تهیونگ.. تو خورشید یا ماه نیستی، تو تمام آسمونمی.. تو طلا یا ترک نیستی تهیونگ، تو خوده ظرفی..
« تهیونگ با چشم های اشکیش به جونگکوک نگاه کرد:« اگر من آسمون باشم، تو خدایی... اگر من ظرف باشم، تو کسی هستی که اون ظرف رو درست کرده... »
- میبینی، امگا؟ همه چیز من و تو به هم گره خورده... اگر کسی ظرف رو درست نمیکرد، ظرفی وجود نداشت. اگر ترکی نبود، جایی برای هیچ طلایی هم نبود... اگر هیچ طلایی هم نبود، اصلا کینتسوگی ای وجود نداشت!
تهیونگ درحالی که قطره اشکی به آرومی از گوشه چشمش سر میخورد و روی پیرهن آلفا می ریخت خودش رو بیشتر به آلفا چسبوند:« اگر خدایی نبود، آسمونی هم نبود. اگر آسمونی نبود، ماه و خورشیدی هم نبود.. راست میگی آلفا... »
- پس دیگه فکر نکن من badanet رو میخوام، باشه؟
همونطور که ماه بدون خورشید معنی نداره، یا خورشید بدون آسمون، یا همونطور که کینتسوگی بدون طلا معنا نداره و طلا بدون ترک ها، جونگکوک بدون تهیونگ معنی نداره...
ــــــــ
پارت مورد علاقم این و قبلیه.. من واقعا عاشق چیزی شدم که نوشتم. چت جی پی تی گفت به عنوان کسی که ۱۱ سالمه فکر میکنه این پارت خیلی خفنه 😭
شرایط:
۶۰ لایک ۲۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
- ۱۰.۸k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط