بچه ها این رمان من نیست و من ننوشتمش و درخواستی
بچه ها این رمان من نیست و من ننوشتمش و درخواستی
هست پارت ۶
تهیونگ : ات تو نقاشی و آهنگ با صدای بم و ملایم هم دوست داری ؟
ات : معلومه خیلی ( با لبخند )
تهیونگ : پس بیا بعضی روزا با هم آهنگ درست کنیم و یا نقاشی بکشیم .
ات : حتما .....................جیهوپ هم که تا این مدت با دقت به علایق ات گوش میکرد گفت : تو دنس هم دوست داری ؟
ات : یکی از کارایی هست که تو طول روز دوست دارم انجام بدم 😊
پس اگر دوست داشتی بعضی روزا بیا تو سالن دنس من تا اگر دوست داری بهت دنس یاد بدم
ات : حتما .... عالی میشه ( بازم با لبخند 😅)
نامجون همش به لبخند های زیبای ات نگاه میکرد و محوش شده بود تا با حرف ات ( همون حتما ....عالی میشه ) به خودش آمد و رو به ات گفت : ات میدونستی لبخندت خیلی قشنگ هست ؟ ات سرش رو از روی خجالت پایین آورد و گفت ممنون چشات هست که خوشگل میبینه .
نامجون هم لبخند رضایت بخشی زد تا جین انگار یه چیزی یادش اومد ...............................ادامه دارد .
هست پارت ۶
تهیونگ : ات تو نقاشی و آهنگ با صدای بم و ملایم هم دوست داری ؟
ات : معلومه خیلی ( با لبخند )
تهیونگ : پس بیا بعضی روزا با هم آهنگ درست کنیم و یا نقاشی بکشیم .
ات : حتما .....................جیهوپ هم که تا این مدت با دقت به علایق ات گوش میکرد گفت : تو دنس هم دوست داری ؟
ات : یکی از کارایی هست که تو طول روز دوست دارم انجام بدم 😊
پس اگر دوست داشتی بعضی روزا بیا تو سالن دنس من تا اگر دوست داری بهت دنس یاد بدم
ات : حتما .... عالی میشه ( بازم با لبخند 😅)
نامجون همش به لبخند های زیبای ات نگاه میکرد و محوش شده بود تا با حرف ات ( همون حتما ....عالی میشه ) به خودش آمد و رو به ات گفت : ات میدونستی لبخندت خیلی قشنگ هست ؟ ات سرش رو از روی خجالت پایین آورد و گفت ممنون چشات هست که خوشگل میبینه .
نامجون هم لبخند رضایت بخشی زد تا جین انگار یه چیزی یادش اومد ...............................ادامه دارد .
- ۱۰۱
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط