پارت ۱۵

پارت ۱۵
چیزی میخورید؟
ته: رامیون میخوام
یانا:*خیره.
ته: ولی این دفعه تند باشه
یانا: اوممم. چشم*پاشد بیاره
ته: خودت نمی‌خوری؟
یانا: نه
ته: اوکی
یانا:*ذهنش.حس میکنم یهو همه چیز عوض شد
اون رفتار خشنش شبیه رفتار عاشقانه شد
میدونم اونکه این شکلی نیست که رومن کراش زده باشه یا عاشق من شده باشه
مگه یه مرد عاشق دختری که کتکش میزنه میشه؟
امکان نداره
ته: *یکم حرص داشت رفت تو اتاق پخت
برام میوه بیار
یانا: هوم؟
ته: کری گفتم برام میوه بیار
یانا: فعلا باید غذا رو درست کنم
ته: فعلا؟
این بار چندمه که بهت میگم چه کاری انجام بدی ولی گوش نمیدی تو واقعا دلت میخواد بمیری
یانا: گفتم اول باید کار آشپزخونه و رامیون رو انجام بدم
هزار تا دست که ندارم *لحن عصبی
*لباسشو گرفت بردتش اتاق خواب
یانا: چیکار داری میکنی؟
ته: همینجا می‌مونی که یاد بگیری دفعه بعد به حرفم گوش بدی
تو هنوز بعد این همه ماه نفهمیدی چهار سال مال کسی بودن یعنی چی
اینجا که بمونی میفهمی دفعه بعد فقط بگی چشم
یانا: یعنی چی؟
*رفت بیرون در اتاقو قفل کرد
یانا: کیم. کیم بس کن من نمیخوام اینجا زندانی شم
آخه بخاطر یه میوه؟
یانا: درو باز کن.*داد
ته رفت طبقه پایین دوباره اومد
این دفعه گوشی یانا دستش بود
یانا: چیکار داری می‌کنی ؟
ته:*اومد داخل اتاق وایستاده بود جلو یانا گوشی یانارو انداخت رو زمین خوردش کرد
یانا: *نشست رو تخت گریش گرفت
ته: * گوشی خورد شده رو پرت کرد رو تخت بعدشم یانارو با نیشخند نگاه میکرد
ته: راستی
با گوشیت به اون پسر تاکسیه زنگ بزن بیاد دنبالت
یانا: بی شعور حیوون
ازت بدم میاد
آرزو میکنم بمیری
ته:این تویی که بدون من میری
اخه کی میخواد همون چهارصد دلارو بهت بده ؟
یانا: همون پسر تاکسی بهم میده
ته: آقا پسر تاکسی ایت الان روزای اولشه پیدات کرده
بعدش ببین چطور واسه این پولایی که بهت میده ازت سواری میگیره
یانا: حداقل مثل تو اینقدر کثافت نیست که دستمو بکشه منو تو اتاق خواب زندانی کنه
ته: خودت میفهمی کی کثافته
یانا: تا یه جایی تو برنده میشی بعدش پلیسا میگیرنت مجبور میشی پشت میله های زندان آب خنک بخوری
اونوقت منم که بهت میگم تو بدون من میمیری
ته: خیلی قبل تر از اینکه ببینمت دنبالم بودن
نتونستن پیدام کنن
یانا: الان دیگه اونطور نیست
شاید بازی بامن رو ببری ولی تو این موضوع تو قطعا باختی
ادامع‌‌‌...
دیدگاه ها (۶)

بنظرتون خوب فیک می‌نویسم؟❤️تا همینجا برا امشب کافیه من برم ب...

🥹❤️مرسی قشنگام

پارت ۴ فاصله تیغ تا عشق

پارت ۳ فاصله تیغ تا عشق

پارت ۱۳ رمان قمار یا زندگی

پارت ۱۴نیم ساعت بعد یانا تو آشپزخونه بودته: چیکار میکنی ؟یان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط