رزسفیدمن
#رز_سفید_من
#پارت_۵
از بعد مکالمه ی خودش و لیسا مشغول تمرین شد تا بتونه اون پیست به اون بزرگی رو زیر یک دقیقه تمام کنه ولی هر دفعه شکست میخورد. بعد از هشت ساعت تمرین با خشم پاش رو روی پدال گاز فشرد و به سرعت پیست رو طی کرد و در نهایت تونست به زیر یک دقیقه برسه
لیسا:همینه پسرررر عالی بودی
لیسا از دور مشغول دیدن جیمین بود و وقتی فهمید جیمین تونست تمرین رو تمام کنه براش دست زد و با لبخند به سمتش رفت. جیمین ماشین رو پارک کرد و پیاده شد.
جیمین: الان میتونم وارد فاکس بشم... درسته؟
لیسا : درسته، تو کار خودتو کردی پس خوش اومدی
یک ساعت بعد. همه ی راننده های فاکس در سالن ساختمان جمع شده بودند و منتظر بودند تک دختر گروه حرفش رو بزنه.
لیسا گلوشو صاف کرد و با صدای بلندی گفت .
لیسا:خب خب پسرا یه عضو جدید داریم و از اونجایی که رئیس نیستش من اونو معرفی میکنم.
پارک جیمین عضو جدید تونست با رکورد ۵۵ ثانیه پیست رو تمام کنه.
همه دست زدن و بعد لیسا گفت
لیسا: خب حالا تن لشتون رو جمع کنید و از اینجا برید حوصلتونو ندارم
همه پراکنده شدند و رفتن تا به کارهاشون رسیدگی کنن. جیمین پیش لیسا رفت و گفت
جیمین:لیسا من دیگه میتونم برم؟
لیسا:البته جیمین فقط وایسا من یه کلید بهت بدم.
لیسا رفت و با یک کلید برگشت و گفت.
لیسا:اینجا همه یه اتاق برای خودشون دارن این هم کلید اتاق تو اتاقت طبقه ی دوم در قهوه ای سمت راسته . راستی موفق باشی
جیمین تشکری کرد و به خانه اش رفت. خیلی خسته بود چون چیزی حدود هشت تا نه ساعت رو اونجا گذرانده بود
به خونه اش رسید، یه آپارتمان شیک و لوکس در محله ی ثروتمندان.با خستگی ماشین رو توی گاراژ پارک کرد و بعد سوار آسانسور شد و دکمه ی طبقه ی چهار رو فشرد. وارد خونه شد و با خستگی دوش کوتاهی گرفت، بعد کمی شام خورد و به اتاقش رفت تا بخوابه
لیلیییی🦦👹
حمایتتت میخواماااااا🦦
#پارت_۵
از بعد مکالمه ی خودش و لیسا مشغول تمرین شد تا بتونه اون پیست به اون بزرگی رو زیر یک دقیقه تمام کنه ولی هر دفعه شکست میخورد. بعد از هشت ساعت تمرین با خشم پاش رو روی پدال گاز فشرد و به سرعت پیست رو طی کرد و در نهایت تونست به زیر یک دقیقه برسه
لیسا:همینه پسرررر عالی بودی
لیسا از دور مشغول دیدن جیمین بود و وقتی فهمید جیمین تونست تمرین رو تمام کنه براش دست زد و با لبخند به سمتش رفت. جیمین ماشین رو پارک کرد و پیاده شد.
جیمین: الان میتونم وارد فاکس بشم... درسته؟
لیسا : درسته، تو کار خودتو کردی پس خوش اومدی
یک ساعت بعد. همه ی راننده های فاکس در سالن ساختمان جمع شده بودند و منتظر بودند تک دختر گروه حرفش رو بزنه.
لیسا گلوشو صاف کرد و با صدای بلندی گفت .
لیسا:خب خب پسرا یه عضو جدید داریم و از اونجایی که رئیس نیستش من اونو معرفی میکنم.
پارک جیمین عضو جدید تونست با رکورد ۵۵ ثانیه پیست رو تمام کنه.
همه دست زدن و بعد لیسا گفت
لیسا: خب حالا تن لشتون رو جمع کنید و از اینجا برید حوصلتونو ندارم
همه پراکنده شدند و رفتن تا به کارهاشون رسیدگی کنن. جیمین پیش لیسا رفت و گفت
جیمین:لیسا من دیگه میتونم برم؟
لیسا:البته جیمین فقط وایسا من یه کلید بهت بدم.
لیسا رفت و با یک کلید برگشت و گفت.
لیسا:اینجا همه یه اتاق برای خودشون دارن این هم کلید اتاق تو اتاقت طبقه ی دوم در قهوه ای سمت راسته . راستی موفق باشی
جیمین تشکری کرد و به خانه اش رفت. خیلی خسته بود چون چیزی حدود هشت تا نه ساعت رو اونجا گذرانده بود
به خونه اش رسید، یه آپارتمان شیک و لوکس در محله ی ثروتمندان.با خستگی ماشین رو توی گاراژ پارک کرد و بعد سوار آسانسور شد و دکمه ی طبقه ی چهار رو فشرد. وارد خونه شد و با خستگی دوش کوتاهی گرفت، بعد کمی شام خورد و به اتاقش رفت تا بخوابه
لیلیییی🦦👹
حمایتتت میخواماااااا🦦
- ۷۲۱
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط