روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم

تا به جمعه میرسم احساس دیگر میکنم

 

حس دیدار تو در من جمعه غوغا میکند

جمعه ها چشمان خود را حلقه بر در میکنم

 

در غروب جمعه بغضم در گلو وا میشود

چشم خود را در نبودت جمعه ها ترمیکنم

 

آنقدر در کوچه ها فریاد نامت میکنم

گوش اهل کوچه را با نام تو کر میکنم

 

شک ندارم درد جمعه درد بی درمان توست

نام زیبای تو را هر جمعه ازبر میکنم

 

کل هفته خانه را با گل مزین میکنم

باز هم گلهای خود را جمعه پرپر میکنم

 

گرچه می دانم نمیایی ولی این را بدان

جمعه ای دیگر برای دیدنت سر میکنم ...
دیدگاه ها (۱)

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمام...

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !روح نفرین شده ای در قفس تن د...

در هم تنیده ایم چو گلهای نسترنگاهی تو سرخ می شوی و گاه نیز م...

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودیاگر کنار تو بودم ، مکملم بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط