به خوابم گام میداری...

به خوابم گام میداری...
و در عمق نگاهت....
خوشه ای از عشق می لرزد
سکوتت می زند بر التهاب لحظه ها دامن
کجا رفته است فرهادی...
که عشقش می تراشد....کوه چون آهن
نگاهت می پرد از خواب رویایم
تو گویی که فراموشت شده
قانون دلتنگی....
و یاحتی نمی خواهی بشویی
از رخ آینه ها ....رنگی
به خواب کودکی سوگند
که از یادم نخواهی رفت....
همیشه در افق های طلایی رنگ احساسم
بسان چوبی قابی که بر دیوار می خشکد...
عزیز و جاودان هستی
*نیروانا*
دیدگاه ها (۱)

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم!وقتی محبت کردم و تنها شدموقتی دو...

آخی

★نام = مرده ﻣﺘﺤﺮﻙ★★نام خانوادگی = تنها★★ﻣــــــﺦ = ﺗﻌــﻄﯿﻞ★★...

ﺧـــــﯿﻠﯽ ﺣــــﺮﻑ ﺍﺳـــــــﺖ ﻭﻓـــــــﺎﺩﺍﺭ ﺩﺳـــــــﺖ ﻫﺎﯾـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط