پارت دوازدهم
پارت دوازدهم
ویو ات
+۰ دلم میخواد با مشت بکوبم توی صورتش جذابش اعععععع
( درحالی که داره توی حیاط قصر قدم میزنم توی دلش اینا رو میگه) اوففف الان چیکار کنم؟ فرار کنم و دیگه فلوریدا نیام؟ نه نمیشه میان دنبالم اععع لعنتی.
- هوم شراب کوچولو به چی فکر می کنی؟ ( از پشت ات خم شده توی گوشش اینو گفت)
+ هههه ترسیدم مرتیکه
- هوم بیرون سرده چرا شنل نپوشیدی؟
+ به تو چه
- این طرز برخورد با همسر آینده ات نیست
+ تو مثل اینکه واقعا روانی هستی چند بار بگم من نمی خوام باهات ازدواج کنم
- منم چند بار بگم دست خودت نیست
+ ایششششش ( روش رو برگردوند اونور)
- می بینم مافیا کوچولو وقتی حرصش میگیره تبدیل به یه دختر بچه میشه باور کن دیگه نمی تونم به چشم یه زن سرد و استراتژیک نگاهت کنم الان شبیه یه دختر بچه شدی که اسباب بازی شو ازش گرفتن
+ خیلی بی شعوری
- ( خنده )
+ کوفت
- بامزه ( خنده)
+ میگم نخند ( به بازوش ضربه زد )
پدر.ت. میبینم خوب باهم کنار اومدید ( یهو اومد پیششون)
- عمو عروس هنوز ناز میکنه ( با نیشخند)
+ آقای کیم این مرتیکه خیلی عوضیه
پدر.ت. عوضی؟ نه جونگکوک پسر خوبیه فقط یکم شیطونه ( با خنده)
- شنیدی فقط یکم
+ کاملا مشخصه ( با چشم قره)
پدر.ت. خوب نمی دونم می دونید یا نه ولی سه روز دیگه جشن عروسی شماست و من تا اون موقع به خاطر اینکه بیشتر هم دیگه رو بشناسید تصمیم گرفتم شما ۶ نفر رو توی عمارت کنار دریا مستقر کنم هم کار های عروسی رو کنار هم مدیریت میکنید هم بیشتر باهم آشنا میشید
- هوم من که کاملا راضیم ( با پوزخند)
+ نه نه نه نمیشه من نمی تونم اینو تحمل کنم
پدر.ت. به هرحال که سه روز دیگه تا آخر امر باید تحملش کنی من رفتم مراقبت خودتون باشید
( رفت)
- خوب مثل اینکه اوضاع طبق خواسته های شراب کوچولومون نیست
+ خفه شو
- برو وسایلت رو جمع کن میام دنبالت
+ ایشش
( رفت)
- دختره بامزه
ویو چند ساعت بعد
+۰ رو به روی اون عمارت خراب شده وایستاده بودیم من الا لارا جیمین تهیونگ و اون عوضی جونگکوک باد خنک و بوی دریا توی صورتم میخورد و باعث میشد موهام جلوی صورتم بیاد و کلافه ام کنه حس خوبی به اینجا نداشتم ولی مجبور بودم
لارا. خوب مثل اینکه اینجاست
الا. باشکوه و ترسناکه
تهیونگ. هوم خوشم اومد
جیمین. وایب غمگین میده
- ساختمون مشکی و چری با نقش های سلطنتی طلایی عالیه
+ بریم تو تا پشیمون نشدم
- چشم لیدی
( رفتن داخل)
الا. وای خیلی ترسناکه من اینجا نمیمونم
تهیونگ. خیلی ناز نازی هستی کجاش ترسناکه بیا بریم پدرم گفت اتاق دوم مال ماست
الا. اوففف ( الا و تهیونگ رفتن اتاقشون رو پیدا کنن)
لارا. جیمین اتاق ما کدومه؟
جیمین. اتاق سوم چمدونت رو بده ببرم بالا
لارا. نه نمیخواد خودم میبرم سنگینه
جیمین. نه بده من ( ازت گرفت) دنبالم بیا
( جیمین و لارا هم رفتن طبقه بالا)
- خوب بیب اتاق اول هم مال منو توعه
+ میدونم
- خوب مشکلت چیه ؟
+ تو . این خونه . این وضعیت
- زیاد حرف میزنی بیا بریم بالا ( چمدونم رو برداشت و رفت)
+ خیلی بی شعوری ( رفت دنبالش)
( باید بگم که تا اینجاش رو قبلاً نوشته بودم و زورم میاد ادامه بدم 😬 پارت بعدی شرایط داره ۱۵ تا لایک )
ویو ات
+۰ دلم میخواد با مشت بکوبم توی صورتش جذابش اعععععع
( درحالی که داره توی حیاط قصر قدم میزنم توی دلش اینا رو میگه) اوففف الان چیکار کنم؟ فرار کنم و دیگه فلوریدا نیام؟ نه نمیشه میان دنبالم اععع لعنتی.
- هوم شراب کوچولو به چی فکر می کنی؟ ( از پشت ات خم شده توی گوشش اینو گفت)
+ هههه ترسیدم مرتیکه
- هوم بیرون سرده چرا شنل نپوشیدی؟
+ به تو چه
- این طرز برخورد با همسر آینده ات نیست
+ تو مثل اینکه واقعا روانی هستی چند بار بگم من نمی خوام باهات ازدواج کنم
- منم چند بار بگم دست خودت نیست
+ ایششششش ( روش رو برگردوند اونور)
- می بینم مافیا کوچولو وقتی حرصش میگیره تبدیل به یه دختر بچه میشه باور کن دیگه نمی تونم به چشم یه زن سرد و استراتژیک نگاهت کنم الان شبیه یه دختر بچه شدی که اسباب بازی شو ازش گرفتن
+ خیلی بی شعوری
- ( خنده )
+ کوفت
- بامزه ( خنده)
+ میگم نخند ( به بازوش ضربه زد )
پدر.ت. میبینم خوب باهم کنار اومدید ( یهو اومد پیششون)
- عمو عروس هنوز ناز میکنه ( با نیشخند)
+ آقای کیم این مرتیکه خیلی عوضیه
پدر.ت. عوضی؟ نه جونگکوک پسر خوبیه فقط یکم شیطونه ( با خنده)
- شنیدی فقط یکم
+ کاملا مشخصه ( با چشم قره)
پدر.ت. خوب نمی دونم می دونید یا نه ولی سه روز دیگه جشن عروسی شماست و من تا اون موقع به خاطر اینکه بیشتر هم دیگه رو بشناسید تصمیم گرفتم شما ۶ نفر رو توی عمارت کنار دریا مستقر کنم هم کار های عروسی رو کنار هم مدیریت میکنید هم بیشتر باهم آشنا میشید
- هوم من که کاملا راضیم ( با پوزخند)
+ نه نه نه نمیشه من نمی تونم اینو تحمل کنم
پدر.ت. به هرحال که سه روز دیگه تا آخر امر باید تحملش کنی من رفتم مراقبت خودتون باشید
( رفت)
- خوب مثل اینکه اوضاع طبق خواسته های شراب کوچولومون نیست
+ خفه شو
- برو وسایلت رو جمع کن میام دنبالت
+ ایشش
( رفت)
- دختره بامزه
ویو چند ساعت بعد
+۰ رو به روی اون عمارت خراب شده وایستاده بودیم من الا لارا جیمین تهیونگ و اون عوضی جونگکوک باد خنک و بوی دریا توی صورتم میخورد و باعث میشد موهام جلوی صورتم بیاد و کلافه ام کنه حس خوبی به اینجا نداشتم ولی مجبور بودم
لارا. خوب مثل اینکه اینجاست
الا. باشکوه و ترسناکه
تهیونگ. هوم خوشم اومد
جیمین. وایب غمگین میده
- ساختمون مشکی و چری با نقش های سلطنتی طلایی عالیه
+ بریم تو تا پشیمون نشدم
- چشم لیدی
( رفتن داخل)
الا. وای خیلی ترسناکه من اینجا نمیمونم
تهیونگ. خیلی ناز نازی هستی کجاش ترسناکه بیا بریم پدرم گفت اتاق دوم مال ماست
الا. اوففف ( الا و تهیونگ رفتن اتاقشون رو پیدا کنن)
لارا. جیمین اتاق ما کدومه؟
جیمین. اتاق سوم چمدونت رو بده ببرم بالا
لارا. نه نمیخواد خودم میبرم سنگینه
جیمین. نه بده من ( ازت گرفت) دنبالم بیا
( جیمین و لارا هم رفتن طبقه بالا)
- خوب بیب اتاق اول هم مال منو توعه
+ میدونم
- خوب مشکلت چیه ؟
+ تو . این خونه . این وضعیت
- زیاد حرف میزنی بیا بریم بالا ( چمدونم رو برداشت و رفت)
+ خیلی بی شعوری ( رفت دنبالش)
( باید بگم که تا اینجاش رو قبلاً نوشته بودم و زورم میاد ادامه بدم 😬 پارت بعدی شرایط داره ۱۵ تا لایک )
- ۴۰۰
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط