چای می نوشیدم یکباره دلتنگ شدم! بغض کردم واشک در چشمانم ح

چای می نوشیدم یکباره دلتنگ شدم! بغض کردم واشک در چشمانم حلقه زد، همه باتعجب نگاهم کردند، لبخندتلخی زدم وگفتم: چقدر داغ بود...!!!
دیدگاه ها (۱)

ﻭﻗـــﺘﯽ ﺩﻧـــﯿــﺎﯾــﺖ ﺑــﻪ ﺍﻧــــﺪﺍﺯﻩ ﯾـــــﮏﻧﻔـــــﺮ ﮐــــﻮ...

سهم من که نیستیسهـم قصه های من بمانسهم فکرمنعـاشقانـه های من...

خیالت راراحت کنم دیگرنه به گل نه به باد نه حتی به نیلوفران ر...

باهام بودی ولی همیشه میدونستم موندنی نبودیترس از نبودنت همه ...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_48ماشینو روشن کردم پامو گذاش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

My professorChapter:2Part:114یهو مچ دستمو کشید و صورتم محکم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_6_فردا بیا شرکتم تا پول رو و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_46+چی میگی مرتیکه اشتباهی او...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط