ایستادن اجبار کوه بود،

ایستادن اجبار کوه بود،
رفتن سرنوشت آب
افتادن تقدیر برگ
و صبر پاداش آدمی...
پس بی هیچ چشم داشتی
حراج محبت کنیم که
همه ی ما خاطره ای
دیدگاه ها (۱)

چشم "مستت" به پاکی "دریاست" "قهر" و "نازت" برای من ...

دلم غمگین تر از هر شب ، دو چشمم باز بی خواب استببار ای آسمان...

طلو؏ صبحگاهتون بہ طراوت گل‌هاِے بهارے روزتون بہ...

در ڪوچہ‌هاے یخ زده‌ے شهــرِ بے‌فروغگـــرمےِ چشمهاے تـو در بَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط