وقتی که رفت و منُ از یاد برد،

وقتی که رفت و منُ از یاد برد،
هر چی که داشتم همه رو باد برد،
تو کُنج عُزلتِ خودم نشستم،
هر چی که آینه بود، زدم شکستم!
دیدگاه ها (۱)

من چند گفتم های دل! خاموش از این سودای دل، سودش ندارد های من...

دل زخمی ، دلِ تنها و تکیده، دل گریون منُ ، هی دل گریووون!

چه زخمِ ناتمومی!! چه سرنوشتِ شومی!!

ای که معصومی مثل گل های یاس،با خودت منُ به قصه ها ببر،دستامُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط