استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁵⁰
فلش بک به شب
زنگ در خونه اومد رفتم در رو باز کردم
دیدم جونکوک با به عالمه نایلون پر اومده بود
سلین: سلام کوک اینا چیه
کوک: تو حامله ای و شاید ویتامین های بدنت کم باشه
یکم چیز میز گرفتم
سلین:خیلی زیاده مگه‌ قطعی اومده
کوک:خریدم دیگ شام چی درست کردی ؟
سلین: دوکبوکی بیا بخوریم
کوک‌:اوکی
فلش بک بعد از شام
کوک : به کیم گفتی که قراره نوه دار بشه ؟
سلین : آره به همه گفتم ببین
کوک : خوبه
خب دیگ بریم بخوابیم
سلین : بریم

فلش بک به فردا صبح
با نور آفتاب از خواب بیدار شدم
دیدم در بالکن بازه رفتم دیدم کوک‌ داره سیگار می‌کشه
کوک: بیدار شدی عزیزم
سلین: صبح بخیر باز که داری سیگار می‌کشی
کوک: خودت گفتی یک بار در روز اشکالی نداره
سلین : آره خودم گفتم
ادامه دارد....
نظر بدید
شرطاا؛
۲۰ کامنت
۱۵ لایک
دیدگاه ها (۱۸)

👾سلام عشقاممم ✨ پیشاپیش عیدتون مبارک 🎀🪷 ایشالا که سالی پر از...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵¹کوک:من باید برم سرکلاس توهم برو صبحونه...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴⁹رفتم که جونکوک رو سورپرایز کنم رفتم داخ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴⁸زنگ زدم به کوک کوک:چطوری آماده شدی بیام...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ³⁶یونا:چخبر پرنده‌ی ماده ی عاشق سلین :سل...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ³⁷سلین:ببخشید که دیر اومدم کوک: اشکالی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط