من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنم

من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنم
حس نا آرام خود را با تو قسمت میکنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میکنم
هرچه دارم جزهمین دفترچه ی شعرو قلم
در کناری میگذارم با تو خلوت میکنم
واژه ها گر درحضورت رنگ خودرا باختند
با کلامی ساده در عشقم سماجت میکنم
رشوه خواهم داد خورشیدطلایی را به زور
تا نبیندصورتت را چون حسادت میکنم
یاتو میمانی پس از امروز کنارم سالها
یا نمی مانی و من با غصه عادت میکنم
دیدگاه ها (۳۹)

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای عشق کجایی که دلم کرده هوایت د...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

‌ از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفس...

ای که از باغ غزل قافیه خرمن کردیمن چه گویم که چها با دل و ...

من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنمحس نا آرام خود را با تو قسمت...

من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنمحس نا آرام خود را با تو قسمت...

من تو را در چالشی از عشق دعوت میکنمحس نا آرام خود را با تو ق...

من+تو+را+در+چالشی+از+عشق+دعوت+میکنمحس+نا+آرام+خود+را+با+تو+ق...

بوسه فقط با لب نیست . ‌♥️#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_...

خجسته و اصلان شیپ کنیم؟🙈♥️#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط