رمان آلفای بی رحم من پارت

رمان آلفای بی رحم من پارت ۱
جین ویو:
مثل همیشه رفته بودم پیاده روی و داشتم آهمگ گوش میدادم یهو گوشیم زنگ خورد که دیدم مین هو عه(دوست جین)
مین هو:جینییییییی چطوریییییی
جین:خوبمممممم تو چطوریییییی
مین هو:خوبم کجایی میای بریم بیرون
جین:من بیرونم اومدم پیاده روی
مین هو:آها یعنی نمیای؟
جین:چرا اتفاقا نزدیک خونتونم توی پارک می‌شینم بیا دنبالم
مین هو:آهاااا اوکی پنج دقیقه دیگه اونجام
جین:اوکی بعدش قطع کردم
دو دقیقه بعد یه نفر اومد کنارم نشست بهش نگاه کردم واییی خیلی کیوت بود
جیمین:سلام
جین:سلام
جیمین:ببخشید راستش من شمارو توی خیابون دیدم و دوست داشتم که باهم دوست باشیم البته اگه مشکلی نداره(خجالتی)
جین:نه مشکلی نیست چند سالته و اسمت چیه؟
جیمین:خوبب من جیمینم و ۲۴ سالمه
جین:آخیییی منم جینم و ۲۶ سالمه
جیمین:اهااا
بعدشم شماره هامونو بهم دادیمو مین هو اومد دنبالم
داشتیم می‌رفتیم سمت ماشین که دیدم یه نفر از پشت درخت داره نگام می‌کنه با خودم گفتم حتما مزاحمی چیزیه که یه بوی شراب بهم خورد
حس کردم حالم داره بد میشه ولی من تازه هیتم تموم شده
برای اینکه بدتر نشم سریع تو ماشین نشستم و یکم آب خوردم
مین هو:حالت خوبه؟
جین:آره آره فقط یه بوی شراب اومد و حس کردم دارم هیت میشم ولی من تازه هیتم تموم شده
مین هو:واییییییی نکنه جفتتو دیدییییییی
جین:چه ربطی داره؟
مین هو:مگه نمیدونی ببین امگاها وقتی جفتشونو میبینن رایحشونو از هر جایی که باشه حس میکنن و اون رایحه باعث میشه که هیت بشن ولی اگه زیاد رایحه رو بو نکنی فقط یکم حالت بد میشه
جین:وایییی خوبه بوش نکردم. من از شراب خوشم نمیاد ولی از این بو خیلی خوشم اومد
مین هو:آره حالا از این به بعد عاشق بوی شراب میشی
جین:درسته ولی مین هو من هیشکیو ندیدم و این خیلی بده یعنی نمیدونم جفتم کیه
مین هو:اشکال نداره بالاخره پیداش می‌کنی
جین:هوففف امیدوارم
بعدشم رفتیم رستوران غذا خوردیمو یکم خرید کردیم
مین هو:واییییی جین بیا بریم گیم نت یکم بازی کنیم
جین:مین هو مگه بچه دو ساله ای
مین هو:خفه شو بیشور ایش بیا دیگهههه
جین:باشه بابا بریم
یکمم بازی کردیم و مین هو منو رسوند خونه
رفتم بالا و لباسامو عوض کردم،اومدم بیرون و یکم تلویزیون دیدم که زنگ در به صدا در اومد
رفتم درو باز کردم و یکم دقت کردم دیدم همون مردیه کسیه که پشت درخت قایم شده بود
جین:سلام بفرمایید
نامجون:سلام عزیزم
نامجون ویو:
صبح یکی از مأمورام خیانتکار از آب در اومد و اعصابم خیلی خورد بود برای همین رفتم یکم قدم بزنم
رسیدم به یه پارک و یه پسر جوونو دیدم بوی شیرینی میومد من از شیرینی متنفرم ولی این این محشره
یکم بهش نگاه کردم و گرفتم چیشد اون پسری که اونجاش جفتمه
اون خیلی بامزه بود سریع ازش عکس گرفتمو فرستادم برای دستیارمو گفتم آدرسو برام دراره
بعد نیم ساعت برام فرستادو منم یه ساعت بعدش راه افتادم سمت خونش
رسیدم و رفتم در زدم،اومد درو باز کرد و یکم نگام کرد
جین:سلام بفرمایید
نامجون:سلام عزیزم............
پارت یک ببخشید چند وقت نبودم خیلی بی حال بودم ولی دیگه از این به بعد میزارم🌷
دیدگاه ها (۲)

رمان آلفای بی رحم من پارت ۲جین ویو:وقتی بهم گفت عزیزم یکم تع...

رمان آلفای بی رحم من پارت ۳شبجین ویو:داشتم برای خودم دوکبوکی...

نام رمان:آلفای بی رحم منشخصیت های اصلی:جین و نامجونشخصیت های...

خوشگلا اگه سوالی درباره فیکا یا خودم داشتین اینجا بپرسین به ...

عشق خیانت انتقام

پارت هجدهم - قاتل عاشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط