آشفته دلان را هوس خواب نباشد

آشفته دلان را هوس خواب نباشد

شوری که به دریاست به مرداب نباشد

هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق

آنرا که به دل عشق بود خواب نباشد

در پیش قدت کیست که از پا ننشیند

یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد

چشمان تو در آینه ی اشک چه زیباست

نرگس شود افسرده چو در آب نباشد

گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت

آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد
دیدگاه ها (۵)

گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشتاینکه من راتاکجاهامی بری ...

۞ الـلـّهُـمَ صـَلِّ عـلـے مُـحـَمَّـدٍ وَ آلِ مُـــحَـــمَّ...

♫❤♫❤♫❤♫❤♫❤♫❤♫❤♫

من به خود میبالم که در این عصر یخی و در این ظلمت باروت و فسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط