نجوای صبحگاهی

نجوای صبحگاهی
پنجم آبان ماه:

چه خوب است
با من بودنت
و بودنم در یاد تو
میان تنگنای راه
در تب تند زندگی
به وقت یآس
و به گاه یادهای خوب
در نبض لحظه های ناب عشق
و در معجزه های کوچک
رفیق تنهایی های منی
و با منی
تا تاریکی
پر نکند وجود مرا
و غبار نگیرد
هوای دلم
و ترس نبندد
راه امیدم را
دست هایت خانه ی من
تا همیشه ی عشق
مرا از من گریزی نیست
و هراسی نمی باید
کسی با من در جنگ نیست
من پر شده ام از تو
و پر از هوای
عشق خویش
بوی یآس که می آید
می شنوم سوت فاصله را
و باز به سوی تو می آیم
و تو لبخند می زنی

خدایا
چه خوب است با تو بودن ها
که یآس
در بی تو بودن است
مرا بی تو آغازی نیست
چون همیشه ٬
شروع ام باش
دیدگاه ها (۳)

لبخند بزنیلبخند می بینیکار سختی نیستتلاش اندکی می خواهدبا ای...

با زیبایی روزتون رو شروع کنید

هر صبح با خود فرصت های زیاد و چالشهای بسیار و امید بیکران به...

گفتم خدا : آمد ندا :گفتا بگو , ای بنده ام.گفتم خدا , شرمنده ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط