گفتم از غصه ی عشقت گرهی باز کنم

گفتم از غصه ی عشقت گرهی باز کنم
به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد
دیدگاه ها (۱)

دلم تا برایت تنگ می شودمی نشینم اسمت را می نویسممی نویسم ......

بوی اردی بهشت می ایدبوی لوس ترین دختر بهارکه لای موهای فر خو...

آشوب ِجهان و جنگِ دنیا به کناربحرانِ ندیدنِ تو را من چه کنم!...

دیدنت باعث دلتنگی من خواهد شدبعد هر آمدنت رفتن اگر هست نیا

گفتم با فراق مدارا کنم، نشد یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد ...

بی تو با قافله یغصه و غم ها چه کنم؟!تار و پودم تو بگوبا دل ت...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط