فوق العاده است 👌

فوق العاده است 👌

پیرمردی هر روز توی
محله پسرکی رو با پای برهنه
می دید که با توپ پلاستیکی
فوتبال بازی میکرد.

روزی رفت و یه کفش
کتونی نو خرید و اومد به
پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش

پسرک کفشا رو پوشید و
خوشحال رو به پیرمرد
کرد و گفت: شما خدایید؟ پیرمرد
لبش را گزید و گفت نه پسرجان
قق
پسرک گفت:
پس دوست خدایی،
چون من دیشب فقط
به خدا گفتم کفش ندارم .... ۳این

دوست خدا بودن سخت نيست...
دیدگاه ها (۱)

بهشتای شهر شیراز

خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم در دانستن تو آرامشی اس...

💖 #مناجاتبعض از گناهان باعث می شود دعاها مستجاب نشوند.✨اللهم...

🍃☘🍃🌸زیبایی زندگی به صداقتو گرمای زندگی به عشق استيه شب قشنگ ...

جونگکوک عمیق غرق افکارش بود در سکوت فنجان قهوه اش را در مشت ...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

صبح با نور کن خورشید بیدار شد سپس با اخم روی پهلو چرخید .. ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط