با آن که بی‌دلیل

با آن که بی‌دلیل
رها می‌کنی مرا

آن قدر عاشقم
که نمی‌پرسمت چرا...؟
دیدگاه ها (۱)

نذرکردم تابیایی هرچه دارم مال توچشمهای خسته وپرانتظارم مال ت...

خواب در عهدِ تو در چشمِ من آید ؟ هیهاتعاشقی کارِ سری نیست که...

دلتنگ که باشیانگار همه‌ی روزهای هفتهپنج شنبه می‌شوندو جای خا...

هله ای مژده شیرین، چه نسیمی و چه بادی!..

اِلهی اِلی مَن تَکِلُنی؟خدایا مرا به كه واگذار می‌کنی؟! به ن...

آنچنان در سرمای دی یخ کردم که آفتاب تیر مرا از آنجا رها نمی‌...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط