خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد

خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی
وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشد
گوری بده، خدایا! زندان پیکر من
تا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد
دیدگاه ها (۱)

هوای خیابان دارم اشک به پایم سنگینی می کندترانه هایت را بردا...

♥♥♥

♠♦♣

شـــــــــــــــرط عشـــــــــــــــق آن ...

عاشقانه

خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشدتا از نبود و بودم، کس را ...

خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشدتا از نبود و بودم، کس را ...

امتحانا داره شروع میشه و فاز من مثل همیشه: خواهم چو راز پنها...

🍁می بینی آخر آن روز از من اثر نباشد🍁

تقدیم به...چو شاهین باز ماند از پریدنز گنجشکان لگد باید چشید...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_سی_و_چهارموادی عشق چو راه ظلمات آسا...

«لیلی و‌مجنون» نظامی گنجویهر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی...

کیستی؟ معشوق دیرین منیکیستی؟ رویای شیرین منیاین تویی آن کس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط