سناریو

سناریو
وقتی تو غذاشون تحریک کننده میریزی


نامجون : اخه ات این چه کاری بود الان بچه ها میان ( اعضا رو میگه
ات: 🤣🤣🤣🤣




شوگا : خیلی دلت میخواد

ات : خب اره و.... اهم اهم 😶



جین : اتتتتت
ات: تحریک شدی
جین: اره شدم
ات: خب
جین : خب میرم دوش میگیرم 😌
ات *-*



جیهوپ : بیا اینجا
ات: اومدم
جیهوپ : دیگه خودت میخای پاره شی
و اهم



جیمین : انگار اینجا یکی تنش میخاره
ات : اره خیلی هم تنش میخاره
جیمین : جرعت داری التماس کنی
و اهم اهم



تهیونگ : اوفففف بیب بهت نیاز دارم
ات: میخوام برم خونه یونا
تهیونگ: من نمیدونم خودت کردی 😕
ات : 🥺 و اهم اهم



کوک : خب ایشون رو که خوب میشناسید سرعتش بالاست
دیدگاه ها (۷)

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

سلامممم من اومدمخب خب دوتا ایده برای تکپارتی دارمتکپارتی اول...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تهیونگ گفت:تهیونگ: خب، صبر کن... من میرم یه بطری آب و چندتا ...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط