خوابیم و با خطاب تو بیدار می شویم

خوابیم و با خطاب تو بیدار می شویم
مستیم و با عتاب تو هشیار می شویم

حلاج پیشه ایم و گمانم که عاقبت
با حلقه های موی تو بر دار می شویم

فرجام تلخ ِ قصه ی ابلیس است سهم ِ ما
وقتی به دام سجده گرفتار می شویم

چشم تو بود میوه ی ممنوع ِ عشق و ما
روزی از این دسیسه خبردار می شویم

همواره قصه های من و تو شنیدنی است
ما آن حکایتیم که تکرار می شویم …
دیدگاه ها (۱)

حس می کنم کنار تو از خود فراترمدرگیر چشم های تو باشم رهاترمد...

شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفتگفت ای عاشق بیچاره فراموش...

سلام صبح بخیر

🎀 :آغوش واکن... محرمیت با تو لازم نیست!دل را نمی فهمنـد توضی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط