دوست مجازیه من...!!!نزدیک تر بیا میخوام رازی رو به تو بگم

دوست مجازیه من...!!!نزدیک تر بیا میخوام رازی رو به تو بگم.
میدونی چرا معتاده ویسگون شدیم،چرا همش تو نت هستيم ، چرا یه شب اگر نتمون قطع باشه دیوانه میشیم؟به خاطره این که ما دنیای واقعیمونو پیدا کردیم.اما به ما میگن اینجا مجازیه.هیشکی نمیخواد باور کنه که به خدا قرار بوده دنیای واقعی به این زیبایی باشه اما خودمون خرابش کردیم آره خوده ما.
ما تو اینجا دردهامونو تو پستامون فریاد میزنیم...
اینجا اگر یکی ناراحت باشه همه واسش استیکره گریه میزارن و این خیلی قشنگه،
اینجا همه به هم میگن داداشیو آجی...خبری از خیانت نیست..
اینجا...تویه صفحه ی کوچیکه موبایل من خیلی بزرگ ترو قشنگ ترو واقعی تر از دنیاییه که بهش میگن واقعی...آره...قبولش سخته ولی همینه...البته هنوزم کسایی هستند که میخوان این فضارو مثله دنیایه واقعی کنن اما نمیتونن چون ما نمیزاریم...ما خودمون با هم اینجارو انقد قشنگش کردیم الکیم از دستش نمیدیم...
کاش که دنیایه واقعیمونم بتونیم زیباش کنیم...سخته اما غیر ممکن نیست...اولین نفرم باید از خودمون شروع کنیم .....
دیدگاه ها (۵)

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

برادر ناتنی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

پشت لبخند جیمین پارت هشتماجرای جیمین تموم شده بود و مثل همیش...

𝓹𝓪𝓻𝓽 31دینگ دینگ ات: شت ساعت ده و نیمه کای: ات خوبییونجون: ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط