زهی زیبا جمالی این چه روی است

زهی زیبا جمالی این چه روی است

زهی مشکین کمندی این چه موی است


ز عشق روی و موی تو به یکبار

همه کون مکان پر گفت و گوی است


از آن بر خاک کویت سر نهادم

که زلفت را سری بر خاک کوی است


چو زلفت گر نشینم بر سر خاک

نمیرم نیز و اینم آرزوی است


چه جای زلف چون چوگانت آنجا

که آنجا صد هزاران سر چو گوی است


برو ای عاشق دستار بگریز

که اینجا رستخیز از چار سوی است...


تو کار خویش می‌کن لیک می‌دان

که کار او برون از رنگ و بوی است


به خود هرگز کجا داند رسیدن

اگر عطار را عزم علوی است


عطار نیشابوری
دیدگاه ها (۱)

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادممی...

عروسانه بر شد بران جلوه‌گاهپرندی سیه بسته بر گرد ماهبرآموده ...

ســــــــــربلند باد" کــــــسے " کـــــــہبا مـــــرد و ...

تورو دوســـــــت دارممثل حس نجیب خاک غریـــــــب تو را دوســ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط