من هستم و دوباره دلی بی قرار تو

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو
این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو

منظومه ی بلند غزل های ناز من!
خورشید هم ستاره شود در مدار تو

زیبا ترین تغزل بارانی منی
می بالد عاشقانه غزل در بهار تو

عطری نجیب می وزد از واژه های من
هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو

بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات
باشد که بی بهانه شود در کنار تو

جایی که عشق نیز دچار تو می شود
از من عجیب نیست شوم بی قرار تو
دیدگاه ها (۳)

نگفتی چه کردی که زیبا شدیکه در بهترین واژه معنا شدیتو آن غنچ...

تمام تو برای من؛تمام من فدای تو.....چه عشق عادلانه ای برای م...

زود مستم می کند چشمت، برایم خوب نیست...دیدن تو کمتر از نوشید...

آمدی جانم به قربانت صفا آورده ایدرد بی درمان قلبم را دوا آور...

تو هیچ وقت نباید بفهمی....که لشکرِ خاطراتت...چگونه بغض قلمم ...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط