مردی در حالی که به قصرها

مردی در حالی که به قصرها
و خانه های زیبا می نگریست
به دوستش گفت :
وقتی این همه اموال را
تقسیم میکردند ما کجا بودیم !!
دوست او دستش را گرفت
و به بیمارستان برد و گفت
وقتی این بیماریها را
تقسیم میکردند ما کجا بودیم !!
خدایا برای داده ها و نداده هایت شکر
••• الهـــــــــی •••
یک ذهن آرام.. یک تن سالم...
یک خیال راحت... یک خبر خوش..
یک خوشی از ته دل….
قسمت همه ی دوستان عزیزم باشد.

آمیـــــــــــــــــن
دیدگاه ها (۳)

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):بنشین قدری فکر کن که خداوند متعال...

خورشید شبــــ فاطمہ بالا آمدشڪل دگر علے و زهــرا آمدمشتاق زی...

تقویم شیعهکاروان امام حسین(ع)سوم شعبان سال61 هجری به مکه رسی...

میلاد سالار شهیدان، امام حسین (ع) بر تمامی شیعیان مبارک باد ...

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

سیلام سیلام. خب از اونجایی که خیلی با این سناریو گیگیلی شدم ...

Part12رفتم و به همه خبر دادم و برگشتم تو اتاقم و به خواب فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط