.

.
چه چـیز در این جهان،
غریبانه‌تر از زنی است
که خودش را،
و تنهایی‌اش را بغل می‌کند و می‌پوسد،
اما حاضر نیست دیگر کسی را دوست بدارد؟
دیدگاه ها (۴)

شده ای شبیه طعم گس قهوه ی دلخواهم ...کمی تلخی ،ولی ،عجیب میچ...

دوست داشتنتمثل گل های پیراهنمهمیشگیست..

نیست جز آنکسی که: تو را انتخاب کند نه امتحان...تو را نگاه کن...

زنی روی این زمین نیست که...زخمِ نخستین‌‌اش را فراموش کند ......

فردوسی گذشته اقوام ایرانی را به جهان آینده متصل می کندقدرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط