من دلم گرفتهِ آنقدر زیاد ،که تکانِ شانه هایم را نمیبینم د

من دلم گرفتهِ آنقدر زیاد ،که تکانِ شانه هایم را نمیبینم دگر،تو بخواب ! منتظرم باران ببارد ، امشب قدمی خواهم زد ! به تمام غصه هایم نم نمک یک سری خواهم زد !! خیس شوم ، کاسه ام را پر کنم از بوی خاک!!!! تو بخواب ای آرزوهایم ، من پر از باران و خاکم ...! لحظه ای دیگر منم آماده ام ، ته نشین خواهم شد در کنارت ، دست من را هم بگیر ، بی بهانه آمده ام در خوابت ........!! تو بخواب !
دیدگاه ها (۱۸)

عاشقانه های شبنم

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۰ | «مهمان ناخوانده، رئیس...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط