گاهـــی نه گریـــه آرامــــت می کنــد و نه خنـــــده

گاهـــی نه گریـــه آرامــــت می کنــد و نه خنـــــده

نه فریــاد آرامـــت میــکند نه ســـکوت

آنجــاست که با چشمانی خیــس رو به آســمان می کــنی و می گــویی:

خـــدایا تنــها تــــو را دارم... تنـــهایم مـــگذار

خدا جون خیـــــلی دوستت دارم... 

بابت اینــکه گذاشـتی مثـــل خودت تنــها بمونم ممنون
دیدگاه ها (۴)

وقتی جلوشون گریه میکنیم

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

به پسرم قول دادم هیجده سالش بشه براش ماشین بخرم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

سناریو جونگکوک

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط