من نبودم و تو بودی

من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .
...
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .







بهشت هم خشک سالیست !!!
این را دیشب از کف پای مادرم که ترک خورده بود فهمیدم …
بی نظیر بود
دیدگاه ها (۶)

قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه رو...

ای همیشه نیلگون ای خلیج فارس نام نامی ات هماره جاودانه استنا...

بال و پر کبوتر را قیچی میکنند، در قفس را باز میکنند و بعد به...

روزهای رفته زندگی را ورق میزنمچه خاطراتی که زنده نمیشوندچه ر...

#پدرم❤️ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی‌بینمت، ببخش تمام نادان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط