گل رو به طرف بابا دراز کرده بود

گل رو به طرف بابا دراز کرده بود
می گفت :
" بابا جون بگیر "
بابا نگاه می کرد و گریه می کرد
تعجب کردم که چرا گل رو نمیگیره
پرستار که ملحفه رو کنار زد دلم آتیش گرفت
دو دست و پای پدر قطع شده بود ..
پدر گریه می کرد و دختر بهش زل زده بود ..
#شهدا
دیدگاه ها (۷)

حواست باشد آقاى #کليد بدستک حواسمان جمع است....بزرگواران منت...

بعد قدم زدن ظریف با جان کری در فرانسه و اعتراض نکردن هیت دول...

این پست رو تقدیم میکنم به آقا پوریاامیدوارم خوشت بیاد#شهدا#ش...

دکتر زیباکلام به علت انتقاد از #توافق_ژنو محاکمه می شود.دکتر...

PART✦⑧✦_من توضیح نمیخوام پرنسس... +تو ادم کشته بودی توقعه دا...

ازدواج قرار دادی ۶۹

دزیره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط