او کوچ نشین بودنیامد که بماند
او کوچ نشین بودنیامد که بماند
رفت وب دلم زخم چنان زدک بماند
من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شدامانه درآن حدکه بماند
میرفت ودل ساده ام آنقدرب خودگفت
شایدک مردد شده شایدکه بماند
دیروزخداخواست به من عشق ببخشد
امروزهم ای کاش بخواهدکه بماند
تکرارهمین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماندکه بماندکه بماند....
رفت وب دلم زخم چنان زدک بماند
من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شدامانه درآن حدکه بماند
میرفت ودل ساده ام آنقدرب خودگفت
شایدک مردد شده شایدکه بماند
دیروزخداخواست به من عشق ببخشد
امروزهم ای کاش بخواهدکه بماند
تکرارهمین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماندکه بماندکه بماند....
- ۴۸۱
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط