او کوچ نشین بودنیامد که بماند

او کوچ نشین بودنیامد که بماند
رفت وب دلم زخم چنان زدک بماند
من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شدامانه درآن حدکه بماند
میرفت ودل ساده ام آنقدرب خودگفت
شایدک مردد شده شایدکه بماند
دیروزخداخواست به من عشق ببخشد
امروزهم ای کاش بخواهدکه بماند
تکرارهمین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماندکه بماندکه بماند....
دیدگاه ها (۷)

گله ای نیست من وفاصله هاهمزادیمگاهی از دورتوراخوب ببینم کافی...

ازقطارچشمهایت جابمانم حیف نیست؟درمسیری دوروناپیدابمانم حیف ن...

پست عذرخواهی دوست یعنی جای پایت❤ بر دل استدوری ازتـــــو جان...

پست ویژه خیلی ویژه پلک جهان میپرید دلش گواهی میداد اتفاقی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط