عاشقم از دور اما در کنارت نیستم

عاشقم از دور٬ اما در کنارت... نیستم
سبز از باران عشقم گر بهارت نیستم
خانه ام در شعرهایت خانه ویرانم مکن
دشمنت هم نیستم هر چند..... یارت نیستم
گردنت را حلقه خواهم کرد با دستان خویش...
تنگتر از حلقه ........میدانی که دارت نیستم
میشوم دریا ولی آرام آرامم...
ببین...
صید کردی بیجهت گفتی....... شکارت نیستم...
چنگ میزد دست من در تار زلفت با غرور
عشق من بودی مزن مارا که تارت نیستم
چون زمستان سرد و بی روحی ولی با معرفت
کیستی آخر چرا گفتی بهارت نیستم؟؟
دیدگاه ها (۲۵)

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگیستبازوانت را درآغوشم بگیرم...

کجایی بی تو من میمیرم ای عشقعزای خاطره میگیرم ای عشقتویی آن ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

بیداری ِ تا صبح، روی بالشی خستهبا گریه خوابیدن کنار ساک دربس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط