HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
Part8
ویو جونگکوک:بدو بدو رفتم سمت زیر زمین لعنتی چرا اینقدر دوره اخه(بچم عاشق شده دیگه)وقتی رسیدم زود درو باز کردم بدن بی جونش رو دیدم پاش خونی بود دستش به کبودی میزد لعنت بهم که با فرشتم همچین کاری کردم
بغلش کردم بردم اتاقم بیخیال مراسم شدم هر چی بشه بشه
پتو روش کشیدم خودم مشغول کارام شدم
۲ ساعت بعد(شب)
دیدم که داره تکون میخوره
ویو بورام:چشمام رو باز کردم جای خیلی گرمی بود تا حالا همچین جایی دراز نکشیده بودم دیدم که ارباب داره میاد سمتم
بورام:تروخدا نزن درد دارم کار من نبود باور کن(بغض)
اومد بغلش کرد
جونگکوک:ببخشید.... که این کارو کردم من معذرت میخوام
بورام:باهمه اینجوری هستی؟؟کتکشون میزنی بعدش میاریشون اتاق ازش معذرت خواهی میکنی تموم میشه؟(گریه)
جونگکوک:من عاشقتم بورام باور کن
بورام:عاشق؟به وضع من نگا کن آدم عاشق یکی شدنی اینجوری ازش مراقبت میکنه؟؟؟(گریه)
جونگکوک:باور کن بیشتر از جونم برام باارزشی
بورام:تو.....
شرایط:۴ تا لایک
۳ کامنت
مرسی که حمایتم میکنید😇😙
Part8
ویو جونگکوک:بدو بدو رفتم سمت زیر زمین لعنتی چرا اینقدر دوره اخه(بچم عاشق شده دیگه)وقتی رسیدم زود درو باز کردم بدن بی جونش رو دیدم پاش خونی بود دستش به کبودی میزد لعنت بهم که با فرشتم همچین کاری کردم
بغلش کردم بردم اتاقم بیخیال مراسم شدم هر چی بشه بشه
پتو روش کشیدم خودم مشغول کارام شدم
۲ ساعت بعد(شب)
دیدم که داره تکون میخوره
ویو بورام:چشمام رو باز کردم جای خیلی گرمی بود تا حالا همچین جایی دراز نکشیده بودم دیدم که ارباب داره میاد سمتم
بورام:تروخدا نزن درد دارم کار من نبود باور کن(بغض)
اومد بغلش کرد
جونگکوک:ببخشید.... که این کارو کردم من معذرت میخوام
بورام:باهمه اینجوری هستی؟؟کتکشون میزنی بعدش میاریشون اتاق ازش معذرت خواهی میکنی تموم میشه؟(گریه)
جونگکوک:من عاشقتم بورام باور کن
بورام:عاشق؟به وضع من نگا کن آدم عاشق یکی شدنی اینجوری ازش مراقبت میکنه؟؟؟(گریه)
جونگکوک:باور کن بیشتر از جونم برام باارزشی
بورام:تو.....
شرایط:۴ تا لایک
۳ کامنت
مرسی که حمایتم میکنید😇😙
- ۷.۵k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط