نشسته بودیم تو پارک

نشسته بودیم تو پارک
کنارم یک صندلی بود که یه زن و شوهر نشسته بودن
یهو یک دختر جوان با پوشش بسیار بد رد شد
این خانومه کنارمون بود بلند گفت :(آفرین به شجاعتت)
بعد یهو دید شوهرش هم زل زده به دختره برگشت گفت:( هوی ، تو چرا به این بی سر و پا نگاه میکنی؟😂

بالاخره شجاع یا بی سر و پا؟

خودتون هم میدونید این شجاعت نیست و فقط زندگی خودتون نابود میشه

زن زندگی آزادی دروغی بیش نیست...
دیدگاه ها (۰)

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

سلام...چطورید دخترام؟؟دخترا الان ساعت00:13هستش و من تازه یچی...

سناریو ران پارت یک

رمان تو خود منی

بابا خونه نمیخریماااا ۵تا دونه بستنی چوبی قیمتش شده اندازه ق...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

the first lie

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟷( ویو راوی )جونگ‌کوک نفسش را کلافه بیرون دا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط