ای دل اگر نجویی یاری ز اهل یاری

ای دل اگر نجویی یاری ز اهل یاری
یاران مهربان را باید که برگزینی
دیدگاه ها (۰)

ردی از خزان شوریدگی پیداست در هوا

در چشم آمد خیال آن در خوشابآن لحظه کزو اشک همی رفت شتابپنهان...

‌یاری کن ای نفس که درین گوشه‌ی قفسبانگی بر آورم ز دل خسته یک...

اینکه مَردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببر...

بلای غمزهٔ نامهربانِ خون خوارتچه خون که در دل یاران مهربان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط