آرزویم مال تو ..

آرزویم مال تو ..

شانه خالی میکنم تا سر نهی بر شانه ام
دوست دارم سر کشی هر روز بر میخانه ام 

آرزوی های زیادی دارم آنها مال تو
اندکی لب تر بکن از باده ی پیمانه ام 

عشق یعنی زیر باران با تو بودن یک نفس
عاقلان دانند من در عشق خود دیوانه ام 

شعر می گویم برای چشم های مست تو
با همین احساس  حالا شاعری  فرزانه ام 

هر چه دارم ، می دهم بر باد تا یارم شوی
از همه دارایی من ، دل شده کاشانه ام 

مرغ بی بال و پرم ، در این قفس افتاده ام
مهربانی کن برایم ، جای آب و دا نه ام 

روزگاری تاج و تختی داد بر من روزگار
اینک اما در کتاب خاطرات ، افسانه ام
دیدگاه ها (۲)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

آرزویم مال تو ..شانه خالی میکنم تا سر نهی بر شانه امدوست دار...

شراب کهنه می خواهم از این میخانه بر خیزمقسم خوردم که از میخا...

شراب کهنه می خواهم از این میخانه بر خیزمقسم خوردم که از میخا...

زبان سرخ ..شراب کهنه می خواهم از این میخانه بر خیزم  قسم خور...

زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده است زلف را شانه مزن ، شان...

زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده استمن که هیچ... آینه ی خا...

زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده استمن که هیچ... آینه ی خا...

زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده استمن که هیچ... آینه ی خا...

پریشان کن سر زلف سیاهت شانه‌اش با من ♫♪ سیه زنجیر گیسو باز ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط