پارت

پارت ۵

تا اینکه امشب دوباره بعد مدرسه رفتن پشت مدرسه تا
لباسشونو عوض کنن

تهیونگ لباسشو در اورد و جونگ کوک در حال در اواردن بود که
یهو تهیونگ رو دید و ماتش بورد
تهیونگ چند با جونگ کوک رو صدا زد و ازش پرسید به چی زل زدی
بیا بریم دیره
وقتی میخواست از کنار جونگ کوک رد بشه پاش
به پای جونگ کوک گیر کرد و افتاد تو بغل جونگ کوک

جونگ کوک حس گرما بهش دست داد و زود تهیونگ رو بلند کرد
و انگار که اتفاقی نیافتاده و زود رفت
تو پارتی دوباره جونگ کوک خیلی مست کرد اما تهیونگ کم خورد
تا اینکه جونگ کوک یهو بلند شد و گفت :
تهیونگ تو خیلی جذابی
هر موقع میبینمت جذبت میشم
و به سمت تهیونگ رفت و یه بوسه از لبهای تهیونگ گرفت
اصکی ممنوع
۱۰ تا لایک
۱۰ تا کامنت برا پارت بعد
دیدگاه ها (۳)

پارت ۶ تهیونگ پشماش ریخته بود ماتش زده بود  و لی بعد چند ثان...

برای پارت بعدی ۵ تا کامنت ۱۰ تا لایک

پارت ۴ خب بعد بوسه رفتن خونه و خوابیدن و فردا هیچی یادشون نم...

پارت ۳ تا اینکه یه روز رفتم توی کلاسا کخ ریزیهمینجوری تو تک ...

عشق نظامیه من پارت: 1ویو تهیونگ: سر تمرین بودیم ساعت چهار صب...

رمان عشق و نفرت پارت ۱۲خلاصه رفتیم خونه ی مامان جونگ کوک سان...

پارت ۷ و رفت سمت جونگ کوک و رفت نزدیک و بوسه ای از لب های جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط