کوی مهتاب فریدون را با تو قدم میزدیم , به سایه ام که نگری

کوی مهتاب فریدون را با تو قدم میزدیم , به سایه ام که نگریستم دستانم در جیبم بود , بودن با تو کلاه بزرگی بود که بر سر خود گذاشتم .
دیدگاه ها (۳)

برا دتیز خاله هوشیکوhttps://wisgoon.com/hoshiko_otakuوالا من...

رمان دخت من

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.26  (روایت از زبان ا.ت)---تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط