دیشب وقتی رفتم با بابام بیرون پیش بستنی فروشی من سر میز

دیشب وقتی رفتم با بابام بیرون پیش بستنی فروشی من سر میز ه که نشسته بودیم نوشتم BTS بعد بابامم سر جایی خودش نشسته بود نوشتش با اینکه حالم بهترشد خندیدم ولی بازم ترسیدم که معنی اینو نده که آرمش قبل از طوفانه 🥲💔
دیدگاه ها (۴)

قربون کره ای حرف زدنت🥺💜

نامجین🥀

ولی خوشگله🥺

دلم خواستتت😭

قلب تپنده پارت ۳از زبان ات_وقتی سه تاشون اومدن پایین دلم هُر...

{مافیا من}پارت 3 =تهیونگ : خدمتکار لباس هارو بیارخدمتکار لبا...

پارت 57

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط