دور یا نزدیک  با تو  مبتلایم افرید

دور یا نزدیک  با تو  مبتلایم افرید
اینچنین گنگ و گم و بی دست و پایم آفرید
غصه بودم قبل تو، اما خدا خلقِ تو را
باعث خوشحالیِ حال و هوایم آفرید
خواستم آرامشی را در نماز هر شبم
شکل اعجازی! تو را بعد از دعایم آفرید
اشک را آرام جان بغض هایم آفرید
شانه هایت را برای گریه هایم آفرید
چشمهای بی فروغم روشن از دیدار تو
خاک راهت را برای توتیایم آفرید
قبله ی ایمان من، مثل خدای کوچکم
تو خدای من شدی! گر چه خدایم آفرید.
دیدگاه ها (۷)

هم گریه ام از دست تو هم خنده ام از توای عشق، پریشان و پرا کن...

یه وقتایی آدم، دیگهدلتنگِ بارون نمی‌شهدلتنگِ راه رفتن، با عش...

تو نیستی که ببینی چقدر پاییز استچقدر زندگی برگ‌ها غم انگیز ا...

از نگاهم هیچ چیزی او نمی فهمید و رفتچشمهایم تا ابد پشت سرش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط