دور یا نزدیک  با تو  مبتلایم افرید

دور یا نزدیک  با تو  مبتلایم افرید
اینچنین گنگ و گم و بی دست و پایم آفرید
غصه بودم قبل تو، اما خدا خلقِ تو را
باعث خوشحالیِ حال و هوایم آفرید
خواستم آرامشی را در نماز هر شبم
شکل اعجازی! تو را بعد از دعایم آفرید
اشک را آرام جان بغض هایم آفرید
شانه هایت را برای گریه هایم آفرید
چشمهای بی فروغم روشن از دیدار تو
خاک راهت را برای توتیایم آفرید
قبله ی ایمان من، مثل خدای کوچکم
تو خدای من شدی! گر چه خدایم آفرید.
دیدگاه ها (۷)

آمدم تا در دلت دیدم که جایم پر شدهگم شدم در قلب تو من رد پای...

‍ جان عاشق! علت دردم! دوایم مے شوی؟نازنینم! سوگلے خوش ادایم ...

نفس نفس به درونت بکش هوایم راو پر کن از نفست ذره ذره هایم را...

حرفی بزن که حال و هوایم عوض شودلحنی که مانده توی صدایم عوض ش...

نوشتی از همان اول برایم ... دوستت دارمعلی رغم همه ، دل شوره ...

پانته‌آ صفایی

امیر نقدی

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙هر که روزش با سلامی برحسین(ع) آغاز ش...

راضیه کلانتر

دید موسی یک شبانی را به راه کو همی گفت ای خدا و ای اله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط