اسم من از یاد تو رفت

اسم من از یاد تو رفت
ای آنکه در آینه ای
این چهره ی خسته منم

این آهه سینه سوز من
دیوار سرد فاصله س
بین من و هم سخنم

فریاد من سکوت تو
لب تو باز و بی صدا
عروسکی به شکل من
غریبه اما آشنا
نگاهه مات تو به من
مثل نگاهه دشمنه
جسم تو گرمی نداره
مگر تنت از آهنه
مگر تنت از آهنه

سکوت تو یه فاجعه س
برای هم صدای تو
شکسته در گلو چرا
طنین نعره های تو

تو که خوده منی چرا
غریبه ای برای من
منو صدا نمی کنی
تو قاب سرد آینه
به سوگ من نشسته ای
منو رها نمیکنی

شکست لحظه لحظه ام
یه عادته برای تو
پرنده ی نگاه من
اسیره در هوای تو

چرا تو که خوده منی
سکو تت رو نمی شکنی
به من بگو چه میکشی
تو قاب سرد آهنی
تو قاب سرد آهنی

تو غربت نگاهه تو
که با نگاهم آشناس
یه دنیا حرف گفتنیست
ولی لب تو بی
دیدگاه ها (۵)

هنوز ميشه تو چشات خیلی چیزا رو تازه کردمیشه با گرگر دستای تو...

اسم من از یاد تو رفت ای آنکه در آینه ایاین چهره ی خسته منمای...

خداوندا از چه دوزخ را آفریده ای دوری رو که داشتیچه می سوزی ...

روزی بود و روزگاری در زمانهای پیش یک صوفی سوار بر خرش به خان...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سورا و رین

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

پارت بیست و یکم

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۵اتاق در سکوت فرو رفته بود.جونگو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۷: مرهمِ زخم‌هاآجوما دو لیوان بلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط