مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

آهای

آهای
آهای کوچه پی کوچه های کوچکِ زادگاهم
به ترنُمِ اشکهای نامرئیِ غربتم سوگند
که این درنگها و فاصله ها
آنقدر کثیر
آنقدرها کبیرند
که دلتنگی ام را به جان نمی خرند
خروار خروار از این دلتنگی ها در تَهِ تَهِ نگاهم جا مانده
دور و دیرند دردهای تو
جرئه ای راحت ننوشیدم
و شرابِ تُردِ تویسرکان
نه به نُقل و پیار و کباب
نه به خواب و خماری و بدمستی
اصلاًبه هیچ نوشدارو مستیش از سر نمی پرد
ّ
بهانه های تو در انزوای غربتم با اشکها درآمیختند

دلتنگی؛ همام بغضِ گلوگیر است
که جز باعطرِ خاکِ تو فرو نخواهد نشست
و ای کوچه پس کوچه های بن بست
با شرابِ تُردِ تو میخانه اند
و مستانه منم که مُهرِ یادت را به دلم کوفته ام
چه میخ و چه مُهر
مِهرت در قلبم
مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحیدتویسرکانی
HTTPS://PIN.IT/Z57DVRXG7
HTTPS://PIN.IT/6TRBCCDRH
HTTPS://PIN.IT/6YYWKZKTS
HTTPS://PIN.IT/6KSKQEBHTTPS://PIN.IT/1YDVIDMHTTPS://PIN.IT/1YDVIDM
دیدگاه ها (۰)

باورم دار رفیق! /دلی از جنس گلی قرمز و مست/ چشمی از جنسِ محب...

با حالتی نزار گرفتارِ خود شدمبا چشم اشکبار گرفتارِ خود شدمگر...

دلتنگی

دنیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط