بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
یا آن که گدایی محبت شده باشد
.
شرمنده ی عشقیم و دل منجمد ما
جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد
.
مقصود من از عشق نه این حس مجازی ست
ای عشق مبادا که جسارت شده باشد!
‫.
.
.
#‏محمدرضا_ترکی‬‬
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چه افسون گریبان گیر مجنون است... که وحشی میکند چشمان...

حال من خوب است اما خوب را معنا نکن انتظار ِ دیدن ِ محبوب را...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

ناز چشمانت کِشم آنقدر ، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط