یه خواهر زاده کوچولو دارم تازه زبون باز کرده… بهش گفتم دا

یه خواهر زاده کوچولو دارم تازه زبون باز کرده… بهش گفتم دایی رو دوست داری؟؟؟ گفت : نه!!!
خواهرم واس اینکه من ناراحت نشم گفت :  کلمه “نه” سر زبونشه . گفتم  دیگه مطمئن باشم
که دوستم نداری؟ گفت:  “آله"
الان دیگه پی بردم ک خیلی دوسم دارم:-(
#mo30bat
دیدگاه ها (۳۱)

بارون صدای احساســهنم نم بارون چشاتو میشناسهتورو از دست دادم...

از دیوانه ای پرسیدند پدر و مادرت را بیشتر دوست داری یا خدا ر...

ﺍﻣــﺮﻭﺯ ﺩﻟــﻢ ﺑــﺮﺍﯼ " ﺩﺍﺷــﺘــﻨــﺖ"ﭘــــﺮ ﮐــﻪ ﻧــﻪ ...ﭘـــ...

وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه مندوتا فنجان چای هم دفن کنند...

سنگدل

-روستای کوچاری-عادل:یعنی بازم میتونم ببینمش حتما میبینمش حتی...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط