شعرمن پای سخنت
شعرمن پای سخنت
دست من کوتاه از دامنت
نگاهم معذور از بودنت
روزی میفهمی که دگر دیرست
آه سردم و دل خالی زتدبیرست
روزی که واژه ها شرمنده شود
از بودن من خاطر تو
فضای این مجازی
ازفعل تعجب آکنده شود.
من کجا ؟ این دیر کجا
وقتی که بدانی کیستم ؛ ازبهرچیستم
دل هردو ز درد و اندوه ...
افسوس و افسرده شود
دست من کوتاه از دامنت
نگاهم معذور از بودنت
روزی میفهمی که دگر دیرست
آه سردم و دل خالی زتدبیرست
روزی که واژه ها شرمنده شود
از بودن من خاطر تو
فضای این مجازی
ازفعل تعجب آکنده شود.
من کجا ؟ این دیر کجا
وقتی که بدانی کیستم ؛ ازبهرچیستم
دل هردو ز درد و اندوه ...
افسوس و افسرده شود
- ۳۴۶
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط