باز پائیز آمد و عطرش مرا بیمار کرد

باز پائیز آمد و عطرش مرا بیمار کرد
بوی باران،برگریزان،عشق را بیدار کرد

دکترم تجویز کرده بوسه هر ساعت یکی
بابت کمبود آن در خون من اخطار کرد

شرح حالم را چو گفتم از وخامت بی درنگ
تا شروع مهر بعدی نسخه را تکرار کرد

ماجرا جدی ست،جدی باش،حالم ناخوش است
عشق تو آمد ز راه و حال من را زار کرد

این تو و این نسخه از حالا تو مسوولی و بس
دکترم بر شیوه ی درمانیم اصرار کرد

عاشق این فصلم و دیدار اول ماه مهر
خانه اش آباد پاییزی که ما را یار


#hadisehbano💜
دیدگاه ها (۱)

دو فنجان قهوه سفارش می‌دهمو بی‌محابا دست‌های تو را می‌گیرمرا...

ماه بانوی غزل این نفس گرم شما بهر هر مردی جیره مواجب دارد ,م...

تو میروی و لحظه های خاطره در من فرو میریزد ..همانند ان درخت ...

پاییز همیشه برایم عزیز است ولی خاطر تو خواب از چشمانم ربوده ...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عشق من p25دردم زیاد بود بلند شدمو رفتم سمت حموم یه دوش اب دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط