First love
part seventeen¹⁷ :)
جونگ کوک:
از طرز حرف زدنش مطمئن بودم که اون نیاز به حمایت و احترام گذاشتن به انتخابش نداره که بهش بگیم هرجوری خودت میدونی و من همیشه پشتتم، نه معلوم بود که گوشش از این حرفا پره و نیاز داره یکی یه راه درست رو بزاره جلوش، به قول خودت یکم دیره برای عقب نشینی چون همین الانم طرفدار داره و دردسر میشه برای دکتر شدنش پس فقط بهش گفتم که به ایدل بودنش ادامه بده.
خیلی یهویی بی فکر عمل کردم و کیکم رو به سمتش هل دادم! جوری که حتی تهیونگ هم تعجب کرد..تهیونگی که خودش و کاراش به ادم فضایی معروفن.
"هر موقع اینجا چیزی نیاز داشتی یا خواستی با کسی حرف بزنی مستقیم بیا اتاق تمرین ما، حتی نیاز نیست در بزنی و بیای تو،مستقیم فقط بیا سراغ من"
"ممنون"
کار آهیون حتی از کار بدون فکر منم تعجب اور تر بود! با چنگالی که من خورده بودم یه تیکه از کیکم رو گذاشت دهنش و چشم هاش مثل بچه ها شد.
چقدر خوشگله:)
"اه راستی آهیون-شی.. پسره اونسری کی بود؟ببخشید زیاد فوضولم اگه دوست داری نگو"
جیهوپ پرسید و به اهیون خیره شد.
"منظورتون الکس عه؟ اه در واقع یه دوست قدیمیه که بهم علاقه داره ولی خب دوطرفه نیست حسش اونم قبول کرده و الان فقط دوستیم"
"چطور باهم اشنا شدید؟"با حسادت و کنجکاوی شدید پرسیدم.
اهیون با یاداوری اون لحظه توی ذهن خودش خندید "باورت نمیشه اگه بگم.. الکس توی راهنمایی از یکی از دوست های نزدیکم خوشش میومد ، ما از قبل تر توی دبستان هم دیگه رو میشناختیم ولی اون پسر شر و شیطون بود و منم بچه ارومی بودم برای صمیمی شدن با همچین پسری.. اون دوستم با الکس خیلی صمیمی و اکی شد ولی باهم قرار نمیزاشتن. من از طریق اون دوستم به الکس نزدیک شدم و در اون حین دوستم که میدونست الکس ازشش خوشش میاد ولی با احساسات خودش درگیر بود و هی از الکس جدا میشد و بهش برمیگشت. اون موقع راهنمایی توی محیط خوبی نبود و تحت اون شکست عشقی ها الکس به سمت سیگار و الکل و ماریجوانا رفت .. اوایل خبر نداشتم ولی بعد که خبر دار شدم کلی با الکس دعوا کردم و تونستم ترکش بدم ولی دوباره دوستم اومدم سمتش و بعد چند وقت دوباره الکس رو ول کردو الکس دوباره همونطوری شد، اون موقع من با دوستم به شدت دعوا کردم و حتی قطع رابطه هم کردم و خلاصه من دوباره کمک الکس کردم و چندبار اتفاق افتاد تا الکس بیخیال اون دوستم شد و حتی دیگه سمت ماریجوانا و الکل هم نرفت ، فقط سیگار میکشید. حتی بارها خودکشی ناموفق هم داشت. بعد از اون ما کل راهنمایی و دبیرستان شدیم دوست های نزدیک که من به اون تکیه میکردم و اون به من ورژن برادرم توی مدرسه کنارم. ولی خب اون دبیرستان بهم اعتراف کرد و من ردش کردم ولی دوستی خوبمون تا الان بهم نخورده، اون اوایل من خیلی از پسر ها بدم میومد یعنی جوری بودم که هر پسری میومد سمتم بلا استثنا میریدم بهش و الکس هم جز اونا بود، طول کشید تا بهش اعتماد کردم".."الان هم همینطوری ام، چون الان شمایید انقدر ارومم ولی اگه یه پسر دیگه بود تا الان هزارباره ریده بودم بهش"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
جونگ کوک:
از طرز حرف زدنش مطمئن بودم که اون نیاز به حمایت و احترام گذاشتن به انتخابش نداره که بهش بگیم هرجوری خودت میدونی و من همیشه پشتتم، نه معلوم بود که گوشش از این حرفا پره و نیاز داره یکی یه راه درست رو بزاره جلوش، به قول خودت یکم دیره برای عقب نشینی چون همین الانم طرفدار داره و دردسر میشه برای دکتر شدنش پس فقط بهش گفتم که به ایدل بودنش ادامه بده.
خیلی یهویی بی فکر عمل کردم و کیکم رو به سمتش هل دادم! جوری که حتی تهیونگ هم تعجب کرد..تهیونگی که خودش و کاراش به ادم فضایی معروفن.
"هر موقع اینجا چیزی نیاز داشتی یا خواستی با کسی حرف بزنی مستقیم بیا اتاق تمرین ما، حتی نیاز نیست در بزنی و بیای تو،مستقیم فقط بیا سراغ من"
"ممنون"
کار آهیون حتی از کار بدون فکر منم تعجب اور تر بود! با چنگالی که من خورده بودم یه تیکه از کیکم رو گذاشت دهنش و چشم هاش مثل بچه ها شد.
چقدر خوشگله:)
"اه راستی آهیون-شی.. پسره اونسری کی بود؟ببخشید زیاد فوضولم اگه دوست داری نگو"
جیهوپ پرسید و به اهیون خیره شد.
"منظورتون الکس عه؟ اه در واقع یه دوست قدیمیه که بهم علاقه داره ولی خب دوطرفه نیست حسش اونم قبول کرده و الان فقط دوستیم"
"چطور باهم اشنا شدید؟"با حسادت و کنجکاوی شدید پرسیدم.
اهیون با یاداوری اون لحظه توی ذهن خودش خندید "باورت نمیشه اگه بگم.. الکس توی راهنمایی از یکی از دوست های نزدیکم خوشش میومد ، ما از قبل تر توی دبستان هم دیگه رو میشناختیم ولی اون پسر شر و شیطون بود و منم بچه ارومی بودم برای صمیمی شدن با همچین پسری.. اون دوستم با الکس خیلی صمیمی و اکی شد ولی باهم قرار نمیزاشتن. من از طریق اون دوستم به الکس نزدیک شدم و در اون حین دوستم که میدونست الکس ازشش خوشش میاد ولی با احساسات خودش درگیر بود و هی از الکس جدا میشد و بهش برمیگشت. اون موقع راهنمایی توی محیط خوبی نبود و تحت اون شکست عشقی ها الکس به سمت سیگار و الکل و ماریجوانا رفت .. اوایل خبر نداشتم ولی بعد که خبر دار شدم کلی با الکس دعوا کردم و تونستم ترکش بدم ولی دوباره دوستم اومدم سمتش و بعد چند وقت دوباره الکس رو ول کردو الکس دوباره همونطوری شد، اون موقع من با دوستم به شدت دعوا کردم و حتی قطع رابطه هم کردم و خلاصه من دوباره کمک الکس کردم و چندبار اتفاق افتاد تا الکس بیخیال اون دوستم شد و حتی دیگه سمت ماریجوانا و الکل هم نرفت ، فقط سیگار میکشید. حتی بارها خودکشی ناموفق هم داشت. بعد از اون ما کل راهنمایی و دبیرستان شدیم دوست های نزدیک که من به اون تکیه میکردم و اون به من ورژن برادرم توی مدرسه کنارم. ولی خب اون دبیرستان بهم اعتراف کرد و من ردش کردم ولی دوستی خوبمون تا الان بهم نخورده، اون اوایل من خیلی از پسر ها بدم میومد یعنی جوری بودم که هر پسری میومد سمتم بلا استثنا میریدم بهش و الکس هم جز اونا بود، طول کشید تا بهش اعتماد کردم".."الان هم همینطوری ام، چون الان شمایید انقدر ارومم ولی اگه یه پسر دیگه بود تا الان هزارباره ریده بودم بهش"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۸۸
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط